تبلیغات
روزها وسوزها - ادامه ی شرح حال رهی معیری
روزها وسوزها
دوشنبه 9 مهر 1386

ادامه ی شرح حال رهی معیری

دوشنبه 9 مهر 1386

ادامه ی سرنوشت زندگی رهی از زبان مادرش: دراینجا نوشته ای از خانم فخرعالم حجازی معیری مادررهی معیری درخصوص پسرش می آوریم: فرزندعزیز دلبندم ،رهی معیری دارای دو شخصیت متمایزبود.اولی شخصیت اجتماعی وهنری او،دومی شخصیت فردی. درموردشخصیت اجتماعی او چیزی ندارم به عرض برسانم زیرا قضاوت این کار با مردم شریف وملت نجیب وقدردان ایران می باشد. درمورد شخصیت فردی اونیزبه خاطراینکه خوانندگان عزیز بیشتر وبهتربه شرح حال رهی آشنا شوند ناچاربه معرفی خانواده ی خود مبادرت می ورزد.پدرم مرحوم میرزا محمودخان مدیرالدوله که با مرحوم میرزا احمدخان مشیرالسلطنه صدراعظم مشروطیت برادربوده ازاهالی آذربایجان عزیز ومتولد شهر تبریز بوده اند. مادرم دخترمرحوم میرزا حبیب الله خان بدیع السلطنه حجازی ونوه ی دختری میرزاعباس خان قوام الدوله تفرشی بوده است. شوهرم مرحوم حسن خان موید خلوت فرزندمعیرالممالک مقام الدوله ازاعقاب بایزید بسطامی عارف ربانی بوده است. فرزند اولم حسن علی معیری وفرزند دومم محمدحسن رهی معیری بود ولی چون رهی شش ماه پس از مرگ پدردیده به جهان گشود نام پدررابه اودادند واورامحمدحسن نامیدند نظربه آنکه آن موقع حرمت بسیارزیاد وفراوانی برای بزرگان موجود ومعمول بود برای اینکه اسم پدر به موجودی کوچک خطاب نشود وبه مناسبت آذربایجانی بودن پدرم قراربراین شد که طفل تابه سن کمال نرسیده وواقعا بزرگ نشده اورابیوک نامندواین اسم تا آخرین روز حیات برای او باقی ماند ،کما اینکه من و برادرش جزاین نام اورا خطاب قرارنمی دادیم ،بعدها که بیوک رشد نمود طبع مقتدرش شکوفا گردید وبه شاعری و نقاشی علاقه ی فراوان نشان داد ودراین راه گام گذاشت تا به سرحدکمال رسید این موقع احتیاج انتخاب تخلص شعری را احساس کرد وکلمه ی رهی که به معنی بنده وخاک راه می باشد را ازطریق افتادگی برگزید وبرای اینکه از دستبردحوادث محفوظ بماند به شنا ینامه ی خود افزود وشناسنامه ی خود رابه رهی معیری تغییر داد وبه طوری که درکتاب سایه ی عمرآمده اشعارفکاهی وسیاسی را درسالهای نابسامانی مملکت سروده ورسما به امضاهای مستعارزاغچه ،شاه پریون منتشرساخته که به موقع خوددرمجلات وروزنامه های مهم کشور چاپ منتشرگردیده است . آنچه راکه می توانم عرض کنم ،رهی ازایم طفولیت دارای قلبی مهربان وحتی حاضربه آزار مورچه ای هم نبود وبه اندازه ای درراه انسان دوستی پیش رفته که جزخیروصلاح اشخاص،نیکی ومهربانی ،عطوفت ونوع پرستی چیزدیگری دروجودش نبود خداوندگل اوراصفای مطلق سرشته بود رهی خوب بود از خوب هم خوب تر ذره ای از نور بود که به مبدا پیوسته بود بااینکه رهی به علم موسیقی ایرانی کاملا آشنا بود وموسیقی ایرانی راازنظرعلمی خوب می شناخت ولی برخلاف شایعات وگفته ی بعضی ها درتمام مدت عمر دست به آلات وادوات موسیقی ازنظر فراگرفتن نگذاشت وهیچگاه درصددآموختن وفراگرفتن ساز برنیامد وبه نواختن هیچ گونه ساز آشنایی نداشت .رهی درآبانماه 1346دچاردردهای شدید نامعلوم گردید پس ازدوماه برای عمل جراحی رهسپارلندن گردید وآنجا عمل بسیارمهم جراحی صورت گرفت ولی ازآنجایی که ازتقدیرنمی توان گریخت عمل جراحی مفیدواقع نشد وپس ازمراجعت به ایران بادردهای شدید مواجه بود ،بااین حال معالجات مفید واقع نشد ودرساعت 3.5 صبح روز جمعه 24 آبانماه 1347 به سرای جاوید شتاف وروحش با ملائک محشور وبه پرواز درآمد... ادامه ی مطلب درپست بعدی