تبلیغات
روزها وسوزها - تاثیر فلوت نواختن
روزها وسوزها
سه شنبه 5 مهر 1384

تاثیر فلوت نواختن

سه شنبه 5 مهر 1384

بیشتر نوازندگان ایران اولین سازی که درکودکی مینواختند حتی بدون استاد فلوت بود نظیراستادحسین یاحقی که یکباردراثرخوردن زمین لبش بدجوری توسط فلوت پاره شده بودوبرای ادامه ی موسیقی چندمدت ابتدایی را یواشکی دورازچشم اولیای خود به کلاس میرفته ودیگری استادتمجیدی که ازشاگردان استادصبا واستادیاحقی بوده است.پس تاثیرفلوت رابخوانید:

نتایج تاثیر نواختن فلوت بر كیفیت آواسازی
تاثیر نواختن فلوت بر زمان آواسازی: در اثر نواختن فلوت زمان آواسازی یازده دقیقه و سه ثانیه افزایش نشان داده است، با توجه به اینكه در تحقیق «كنت» عنوان شده است كه زمان آواسازی كوتاه نشان دهنده عملكرد ضعیف تنفس و حنجره است پس می توان نتیجه گرفت كه در اینجا با افزایش زمان آواسازی، عملكرد تنفسی تقویت شده است. اگرچه زمان آواسازی دقیقا شاخص تعیین ظرفیت ریوی نیست اما در حداكثر زمان آواسازی، تنفس موثر است. با مقایسه زمان آواسازی و ظرفیت حیاتی ملاحظه می شود كه ظرفیت حیاتی 36 درصد لیتر افزایش و زمان آواسازی نیز یازده دقیقه و سه ثانیه افزایش داشته است بنابر این در مورد تاثیر تنفس بر آواسازی بین تحقیق حاضر و مطالعه «كنت» و «كولمبو بلایر» همخوانی مشاهده می شود.

تاثیر نواختن فلوت بر زیروبمی صوت: با توجه به محدوده سنی، فركانس صورت 280-220 هرتز است، در اینجا میانگین فركانس 6/187 هرتز بوده و پس از تمرین میانگین آن به 94/241 هرتز رسیده است؛ اگرچه این تفاوت از نظر آماری معنادار نبوده ولی در دامنه طبیعی قرار گرفته است. در مطالعه «كینگ» اشاره شده است كه با افزایش فشار هوای زیر چاكنای، فركانس پایه نیز افزایش می یابد. «كولمبو» نیز عنوان نمود كه با كاهش حجم ریه، چاكنای كوتاه شده و مرحله بسته شدن تارهای صوتی طولانی تر و درنتیجه فركانس كاهش می یابد، بنابراین در اینجا با افزایش حجم تنفس، فركانس بالا می رود، مطالعه «درومی» نشان داده بودكه تغییر حجم ریه باعث افزایش فركانس پایه می گردد. بلایر در تحقیق خود به تاثیر افزایش حجم ریه بر فركانس اشاره كرده بود.

تاثیر نواختن فلوت بر انحراف از زیروبمی صوت: با نواختن فلوت انحراف معیار از فركانس 8/51 هرتز كاهش یافته است به عبارت دیگر با بهبود عملكرد تنفس، كیفیت صوت از نظر فركانس به دامنه طبیعی نزدیك تر می شود. انحراف از زیروبمی یكی از شاخص های بدعملكردی تنفس و حنجره است كه با كاهش میزان آن، توانمندی تنفس بر آن تاثیر گذاشته است.

تاثیر میزان نواختن فلوت بر بلندی صوت: تقویت عضلات تنفسی پس از مداخله 25/3 دسی بل بلندی صوت كودكان فلج مغزی اسپاستیك را افزایش داده است. كینگ به تاثیر كنترل عصبی سیستم تنفس بر بلندی صوت اشاره كرده و ارزیابی مكانیسم تنفس را برای ارزیابی بلندی صوت ضروری دانسته است، عامل اصلی تفاوت در بلندی صوت، تغییر فشار زیر چاكنای است كه نیروی فعال فشار زیر چاكنای توسط عظلات تنفسی و غیرفعال آن را حجم ریه تامین می كند، در نتیجه به انقباض عضلات تنفس و ازدیاد حجم ریه، بلندی صوت افزایش می یابد. مطالعه بلایرنزی بر افزایش سطح فشار صوت در نتیجه افزایش حجم ریه اشاره كرد. تحقیق «جرنی» نشان داد كه با افزایش تونس عضلانی در نتیجه تمرینات تنفسی، سطح فشار صوتی و بلندی افزایش پیدا می كند.

• تاثیر نواختن فلوت بر انحراف از بلندی صوت:

نواختن فلوت فقط 21 درصد دسی بل انحراف از شدت صوت را بهبود بخشیده است. «كارسو» از ویژگی های صوتی كودكان فلج مغزی اسپاستیك اشكال در تنظیم بلندی و تغییرات نابهنگام در بلندی صوت را برمی شمرد. «آرنسون» ویژگی كیفی صوت این كودكان را پرتلاش و با تقلا عنوان می كند و در نتیجه تماس و نزدیكی تارهای صوتی كیفیت صوت از نظر بلندی، به علت انقباض عضلات می تواند در لحظه تماس نزدیك به طبیعی باشد.

تاثیر نواختن فلوت بر انحراف از زیروبمی و بلندی صوت: تقویت عضلات تنفس، انحراف از زیروبمی و بلندی صوت را از 81/76 درصد كاهش داده است و كیفیت صوت به صورت معناداری نسبت به قبل از مداخله بهبود یافته است. از ویژگی های صوتی كودكان فلج مغزی اسپاستیك كاهش فركانس و شدت صوت است و تنفس آن ها نیز عملكرد مناسبی نشان نمی دهد، در نتیجه این كودكان از هوای بیشتری در آواسازی استفاده می كنند. با بهبود دروضعیت تنفسی، مشخصه های كیفیت صوت مطلوب می شود و انحراف از زیروبمی و بلندی كاهش می یابد و در مجموع كیفیت صوت برای شنونده خوشایند می شود.

تاثیر نواختن فلوت بر كیفیت تنفسی: پس از انجام مداخله ظرفیت حیاتی فشرده، 37 درصد لیتر افزایش حجم داشته است. حجم بازدمی فشرده 38 درصد لیتر، جریان بازدمی فشرده 47 درصد لیتر و حداكثر جریان بازدمی 58 درصد لیتر افزایش نشان می دهد. البته تغییر حجم جریان بازدمی فشرده از نظر آماری معنادار نیست. مطالعات محمودی، گل محمدی و راسل كاهش عمق تنفس، حجم هوای دم و بازدم و ظرفیت حیاتی را در كودكان فلج مغزی اسپاستیك نشان می دهد؛ در نتیجه، تنفس سطحی است كه هوای مورد نیاز برای گفتار كفایت نمی كند و فرد برای ادامه گفتار در طول عبارات و جمله نیازمند تنفس مجدد است.

نواختن سازهای بادی تاثیر مستقیم بر تقویت و بهبود عملكرد تنفس دارد. با آموزش نواختن سازهای بادی به صورت مستقیم بر عملكرد ریوی و تنفس و به طور غیرمستقیم بر كیفیت صوت می توان تاثیر گذاشت. چنجاپا برای كار با كودكان فلج مغزی به نكات عمده تمرین اشاره می كند. در كودكان فلج مغزی تثبیت عضلات شكم، گردن و شانه ها اهمیت دارد. وضعیت بدن در تنفس تاثیر دارد و با توجه به اینكه كودكان فلج مغزی در تنفس گفتاری مشكل دارند با تغییر وضعیت می توان روی افزایش حجم تنفس و دم و بازدم عمیق تمرین كرد. باانجام فعالیت های دمیدن در آلات بادی و فوت كردن با شمع می توان تنفس را به حد كفایت رساند. اگر تمرینات تنفسی با آواسازی همراه شود، باعث افزایش بلندی صدا و تنظیم تنفس و گفتار برای بیان عبارات طولانی می شود. نوروی و همكاران با مداخله ابزار موسیقی در كودكان فلج مغزی مشاهده كردند كه تون عضلانی به ویژه در نواحی پشت، پاها، شكم و قفسه سینه كاهش یافته و بهبود تنفس ملاحظه شد كه در نتیجه بلندی صدا مشاهده می شود. علت مشكلات عدم كارآیی تنفس به نظر بورنت وضعیت بدنی غلط است كه در قسمت های فوقانی قفسه سینه و گردن را درگیر كرده، در نتیجه بر تنفس و تولید صوت تاثیر می گذارد. وی پیشنهاد می كند كه برای افزایش كارآیی تنفس فرد در وضعیت ایستاده باشد و در موقعیت نشسته تنفس فرد زمانی بالاترین سطح عملكرد را دارد كه كاملا مستقیم باشد و در این وضعیت می توان روی نواختن آلات بادی تمرین كرد تا از سفتی عضلات سینه و شكم جلوگیری شود.

عمل دیگر جهت بهبود تنفس و كیفیت صوت، كنترل عضلات گلو است كه ابتدا سفتی بیش از حد این ناحیه جهت تمركز روی این عضلات آموزش داده می شود و سپس شل كردن این عضلات تمرین می شود. برای افزایش فشار هوا می توان به این روش عمل كرد: برای دستیابی به دم مناسب، ابتدا تنفس آرام تمرین می شود كه عضلات شكمی را درگیر می كند و با سریع ترین روش، بیشترین حجم هوا را فرد می گیرد. پس از آن افزایش حجم هوا در ناحیه تنفس سینه است كه باید با انقباض كامل شكم و قفسه سینه هوا خارج شود. كارسو نیز به كنترل سر برای تقویت كارآیی تنفس گفتاری تاكید كرد كه هدف از این تمرین را دستیابی به افزایش فشار زیرچاكنای برای تولید صوت معرفی كرد. نت سل به نقش اساسی عملكرد تنفس برای تولید گفتار اشاره كرده بود. وی پیشنهاد داد كه فعالیت ها و تمرینات مشابه الگوی گفتار یعنی دم سریع و عمیق و بازدم طولانی، می تواند به عنوان بازخورد به فرد كمك نماید تا فشار زیر چاكنای كارآمدتری تولید شود و ریه می تواند با عملكرد موثر خود از این طریق جریان گفتار را تقویت كند. مك نیل روش های بهبود تنفس را كنترل تنفس، افزایش عمق دم و كاهش حجم هوای هدر رفته در جریان تولید گفتار عنوان می كند. هیروس با این روش روی هفت نفر با اختلال حركتی گفتار كه پنج مورد فلج كاذب بولبار و دو مورد دیزآرتری بی تعادلی بودند، كار كرد. آموزش طی 30 جلسه و حدود 20-14 ماه طول كشید. وی در زمان انجام تمرین بر شل كردن عضلات شانه، گردن و بالای قفسه سینه تاكید داشت و پس از انجام تمرین ملاحظه كرد كه بهبود قابل ملاحظه ای در زمان آواسازی حاصل شده است.

هیكسون و نت سل برای كمك به كنترل تنفس، طرح تصحیح عمل دم را بر روی شش بیمار دیزآرتری انجام دادند. آموزش در دو قسمت ارایه شد: 1ـ گرفتن نفس عمیق 2ـ بیرون دادن آرام هوا برای نظم بخشیدن به فرآیند گفتاری. در نتیجه خروج آهسته هوا، فرد قادر به استفاده از نیروی عضلات دمی برای دستیابی به فشار هوای زیرچاكنای نسبتا ثابتی می شود. نتایج نشان داد كه سه مورد از افراد با این شیوه بهبود یافته و محققان شیوه اصلاح دم را روش مناسبی برای كار با افراد دچار اختلال عملكرد تنفسی می دانند.

نتایج حاكی از آن است كه نواختن فلوت در كودكان فلج مغزی اسپاستیك باعث افزایش زمان آواسازی، بلندی صوت، ظرفیت حیاتی فشرده، حجم بازدمی فشرده، حداكثر جریان بازدمی و كاهش انحراف از زیر و بمی و انحراف از زیر و بمی و بلندی می شود، تقویت عملكرد عضلات تنفسی می تواند حجم تنفس گفتاری را بهبود بخشد و در نتیجه گفتار منقطع و نفس آلود را كه برای شنونده نامفهوم و ناخوشایند است كاهش دهد. با كاهش تون عضلات در هنگام نواختن، وضعیت تار آواها در تماس بهبود یافته و گفتار پر تنش و خشن و انفجاری به گفتار ملایم و مطلوب نزدیك می شود. در نتیجه افزایش حجم تنفسی، فرد نیاز به تولید گفتار سریع ندارد و در نتیجه كاهش سرعت گفتار به هماهنگی بیشتری در تولید كلمات و ادراك آن برای مخاطب مشاهده می شود. با در نظر گرفتن طیف وسیع كودكان فلج مغزی اسپاستیك و شیوع مشكلات تنفسی و گفتاری در آنان، نواختن آلات بادی كمك قابل توجهی به جبران نقایص مذكور خواهند كرد، از جمله نتایجی كه طی دوره ملاحظه ای نواختن فلوت به دست آمد و در كار بالینی تاثیر قابل توجهی خواهد داشت می توان به افزایش انگیزه جهت كار روی ویژگی های تنفس و آواسازی، افزایش توجه، كاهش رفتارهای منفی، تقویت عملكرد عضلات صورت، كاهش آبریزش دهان، افزایش هماهنگی چشم و دست، افزایش كنترل سر، كاهش تون عضلانی و نیز بهبود عملكرد خواندن و نوشتن اشاره كرد. لازم به ذكر است؛ بررسی تاثیر نواختن فلوت بر كیفیت تنفسی و آواسازی كودكان فلج مغزی اسپاستیك 7-15 ساله، عنوان تحقیقی است كه مهناز حسن پور، دكتر حسن عشایری، دكتر لیلی حیاتی و دكتر مسعود كریملو با همكاری معاونت پژوهشی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی به پایان رسانده اند.